این چنین پابند جان میدان کیست
ما شدیم از دست این دستان کیست
۱میدود چون گوی زرین آفتاب
ای عجب اندر خم چوگان کیست
۲آفتابا راهزن راهت نزد
چون زند داند که این ره آن کیست
۳سیب را بو کرد موسی جان بداد
بازجو آن بو ز سیبستان کیست
۴چشم یعقوبی از این بو باز شد
ای خدا این بوی از کنعان کیست
۵خاک بودیم این چنین موزون شدیم
خاک ما زر گشت در میزان کیست
۶بر زر ما هر زمان مهر نوست
تا بداند زر که او از کان کیست
۷جمله حیرانند و سرگردان عشق
ای عجب این عشق سرگردان کیست
۸جمله مهمانند در عالم ولیک
کم کسی داند که او مهمان کیست
۹نرگس چشم بتان ره میزند
آب این نرگس ز نرگسدان کیست
۱۰جسمها شب خالی از ما روز پر
ما و من چون گربه در انبان کیست
۱۱هر کسی دستکزنان کای جان من
وآنکه دستکزن کند او جان کیست
۱۲شمس تبریزی که نور اولیاست
با چنان عز و شرف سلطان کیست
۱۳