هر جور کهز تو آید بر خود نهم غرامت
جرم تو را و خود را بر خود نهم تمامت
۱ای ماهروی از تو صد جور اگر بیاید
تن را بود چو خَلعت جان را بود سلامت
۲هر کس ز جمله عالم از تو نصیب دارند
عشق تو شد نصیبم احسنت ای کرامت
۳گه جام مست گردد از لذت می تو
گه می به جوش آید از چاشنی جامت
۴معنی به سجده آید چون صورت تو بیند
هر حرف رقص آرد چون بشنود کلامت
۵عاشق چو مَستتر شد بر وی ملامت آید
زیرا که نُقل این می نبود به جز ملامت
۶