گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت
گفتا چه کار داری گفتم مها سلامت
۱گفتا که چند رانی گفتم که تا بخوانی
گفتا که چند جوشی گفتم که تا قیامت
۲دعوی عشق کردم سوگندها بخوردم
کز عشق یاوه کردم من ملکت و شهامت
۳گفتا برای دعوی قاضی گواه خواهد
گفتم گواه اشکم زردی رخ علامت
۴گفتا گواه جرحست تردامنست چشمت
گفتم به فر عدلت عدلند و بیغرامت
۵گفتا که بود همره گفتم خیالت ای شه
گفتا که خواندت این جا گفتم که بوی جامت
۶گفتا چه عزم داری گفتم وفا و یاری
گفتا ز من چه خواهی گفتم که لطف عامت
۷گفتا کجاست خوشتر گفتم که قصر قیصر
گفتا چه دیدی آنجا گفتم که صد کرامت
۸گفتا چراست خالی گفتم ز بیم رهزن
گفتا که کیست رهزن گفتم که این ملامت
۹گفتا کجاست ایمن گفتم که زهد و تقوا
گفتا که زهد چهبود گفتم ره سلامت
۱۰گفتا کجاست آفت گفتم به کوی عشقت
گفتا که چونی آن جا گفتم در استقامت
۱۱خامُش که گر بگویم من نکتههای او را
از خویشتن برآیی نی در بود نه بامت
۱۲