آنک چنان میرود ای عجب او جان کیست
سخت روان میرود سرو خرامان کیست
۱حلقه آن جعد او سلسله پای کیست
زلف چلیپا و شش آفت ایمان کیست
۲در دل ما صورتیست ای عجب آن نقش کیست
وین همه بوهای خوش از سوی بستان کیست
۳دیدم آن شاه را آن شه آگاه را
گفتم این شاه کیست خسرو و سلطان کیست
۴چون سخن من شنید گفت به خاصان خویش
کاین همه درد از کجاست حال پریشان کیست
۵عقل روان سو به سو روح دوان کو به کو
دل همه در جست و جو یا رب جویان کیست
۶دل چه نهی بر جهان باش در او میهمان
بنده آن شو که او داند مهمان کیست
۷در دل من دار و گیر هست دو صد شاه و میر
این دل پرغلغله مجلس و ایوان کیست
۸عرصه دل بیکران گم شده در وی جهان
ای دل دریاصفت سینه بیابان کیست
۹غم چه کند با کسی داند غم از کجاست
شاد ابد گشت آنک داند شادان کیست
۱۰ای زده لاف کرم گفته که من محسنم
مرگ تو گوید تو را کاین همه احسان کیست
۱۱آن دم کاین دوستان با تو دگرگون شوند
پس تو بدانی که این جمله طلسم آن کیست
۱۲نقد سخن را بمان سکه سلطان بجو
کای زر کامل عیار نقد تو از کان کیست
۱۳