جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست
چرا ز باد مکافات داد و بیدادست
۱به باد و بود محمد نگر که چون باقیست
ز بعد ششصد و پنجاه سخت بنیادست
۲ز باد بولهب و جنس او نمیبینی
که از برای فضیحت فسانهشان یادست
۳چنین ثبات و بقا باد را کجا باشد
در این ثبات که قاف کمتر آحادست
۴نبود باد دم عیسی و دعای عزیر
عنایت ازلی بُد که نور استادست
۵اگر چه باد سخن بگذرد سخن باقیست
اگر چه باد صبا بگذرد چمن شادست
۶ز بیم باد جهان همچو برگ میلرزد
درون باد ندانی که تیغ پولادست
۷کهی بود که به جز باد در جهان نشناخت
کُهی کهی نکند ز آنک کُه نه فرهادست
۸تو باخبر نشوی گر کنم بسی فریاد
که از درون دلم موجهای فریادست
۹اگر تو بحر ببینی و موج بر تو زند
یقین شود که نه بادست ملک آبادست
۱۰