ای بگرفته از وفا گوشهٔ کران چرا چرا
بر من خسته کردهای روی گران، چرا چرا؟
۱بر دل من که جای توست، کارگه وفای توست
هر نفسی همی زنی زخم سنان، چرا چرا؟
۲گوهر تو به گوهری، برد سبق ز مشتری
جان و جهان همی بری، جان و جهان، چرا چرا؟
۳چشمهٔ خضر و کوثری، زآب حیات خوشتری
زآتش هجر تو منم، خشکدهان، چرا چرا؟
۴مهر تو جان نهان بود، مهر تو بینشان بود
در دل من ز بهر تو، نقش و نشان، چرا چرا؟
۵گفت که «جانِ جان منم، دیدن جان، طمع مکن»
ای بنموده روی تو، صورت جان، چرا چرا؟
۶ای تو به نور مستقل! وی ز تو اختران خجل!
بس دودلی میان دل، ز ابر گمان، چرا چرا؟
۷