چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما
کفر شدهست لاجرم ترک هوای نفس ما
۱چونکه به عشق زنده شد، قصد غزاش چون کنم؟
غمزه خونی تو شد حج و غزای نفس ما
۲نیست ز نفس ما مگر نقش و نشان سایهای
چون به خم دو زلف تست مسکن و جای نفس ما
۳عشق فروخت آتشی کآب حیات از او خجل
پرس که از برای که آن ز برای نفس ما
۴هژده هزار عالم عیش و مراد عرضه شد
جز به جمال تو نبود جوشش و رای نفس ما
۵دوزخ جای کافران، جنت جای مؤمنان
عشق برای عاشقان، محو سزای نفس ما
۶اصل حقیقت وفا سر خلاصه رضا
خواجه روح شمس دین بود صفای نفس ما
۷در عوض عبیر جان در بدن هزار سنگ
از تبریز خاک را کحل ضیای نفس ما
۸