چیست صلای چاشتگه خواجه به گور میرود
دیر به خانه وارسد منزل دور میرود
۱در عوض بت گزین کژدم و مار همنشین
وز تتق بریشمین سوی قبور میرود
۲شد می و نقل خوردنش عشرت و عیش کردنش
سخت شکست گردنش سخت صبور میرود
۳زهره نداشت هیچ کس تا بر او زند نفس
پخته شود از این سپس چون به تنور میرود
۴صاف صفا نمیرود راه وفا نمیرود
مست خدا نمیرود مست غرور میرود
۵ای خنک آن که پیش شد بنده دین و کیش شد
موسی وقت خویش شد جانب طور میرود
۶چند برید جامهها بست بسی عمامهها
چون که نداشت ستر حق ناکس و عور میرود
۷آنک ز روم زاده بد جانب روم وارود
وان که ز غور زاده بد هم سوی غور میرود
۸آن که ز نار زاده بد همچو بلیس نار شد
وان که ز نور زاده بد هم سوی نور میرود
۹آن که ز دیو زاده بد دست جفا گشاده بد
هیچ گمان مبر که او در بر حور میرود
۱۰بانمکان و چابکان جانب خوان حق شده
وان دل خام بینمک در شر و شور میرود
۱۱طبل سیاستی ببین کز فزع نهیب او
شیر چو گربه میشود میر چو مور میرود
۱۲بس که بیان سر تو گرچه به لب نیاوری
همچو خیال نیکوان سوی صدور میرود
۱۳