غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۸ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

برخیز که ساقی اندر آمد

وآن جان هزار دلبر آمد

۱

آمد می ناب وز پی نُقل

بادام و نبات و شکر آمد

۲

آن جان و جهان رسید و از وی

صد جان جهان مصور آمد

۳

مُشک آمد پیش طرهٔ او

کآن طره ز حسن بر سر آمد

۴

زد حلقهٔ مشک فام و می‌گفت

«بگشای که بنده عنبر آمد»

۵

از تابش لعل او چه گویم؟

کز لعل و عقیق برتر آمد

۶

زان سنبل ابروش حیاتم

با برگ و لطیف و اخضر آمد

۷

در ده می خام و بین که ما را

در مجلس خام دیگر آمد

۸

آن رائت سرخ کز نهیبش

اسپاه فرج مظفر آمد

۹

هر کار که بسته گشت و مشکل

آن کار بِدو میسر آمد

۱۰

می ده که سر سخن ندارم

زیرا که سخن چو لنگر آمد

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آمدقافیه: ـر۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. آمدآمد
  2. نقلآمد
  3. ویآمد
  4. اوآمد
  5. می‌گفتآمد
  6. گویمآمد
  7. حیاتمآمد
  8. راآمد
  9. نهیبشآمد
  10. مشکلآمد
  11. ندارمآمد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.