ز باد حضرت قدسی بنفشه زار چه میشد
درختهای حقایق از آن بهار چه میشد
۱دل از دیار خلایق بشد به شهر حقایق
خدای داند کاین دل در آن دیار چه میشد
۲ز های و هوی حریفان ز نای و نوش ظریفان
هوای نور صبوح و شراب نار چه میشد
۳هزار بلبل مست و هزار عاشق بیدل
در آن مقام تحیر ز روی یار چه میشد
۴چو عشق در بر سیمین کشید عاشق خود را
ز بوسههای چو شکر در آن کنار چه میشد
۵در آن طرف که ز مستی تو گل ز خار ندانی
عجب که گل چه چشید و عجب که خار چه میشد
۶میان خلعت جانان قبول عشق خرامان
به بارگاه تجلی ز کار و بار چه میشد
۷به باد و آتش و آب و به خاک عشق درآمد
به نور یک نظر عشق هر چهار چه میشد
۸چو شمس مفخر تبریز زد آتشی به درختی
ز شعلههای لطیفش درخت و بار چه میشد
۹