غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰۷ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

مده به دست فراقت دل مرا که نشاید

مکش تو کشته خود را مکن بتا که نشاید

۱

مرا به لطف گزیدی چرا ز من برمیدی

ایا نموده وفاها مکن جفا که نشاید

۲

بداد خازن لطفت مرا قبای سعادت

برون مکن ز تن من چنین قبا که نشاید

۳

مثال دل همه رویی قفا نباشد دل را

ز ما تو روی مگردان مده قفا که نشاید

۴

حدیث وصل تو گفتم بگفت لطف تو کری

ز بعد گفتن آری مگو چرا که نشاید

۵

تو کان قند و نباتی نبات تلخ نگوید

مگوی تلخ سخن‌ها به روی ما که نشاید

۶

بیار آن سخنانی که هر یکیست چو جانی

نهان مکن تو در این شب چراغ را که نشاید

۷

غمت که کاهش تن شد نه در تنست نه بیرون

غم آتشیست نه در جا مگو کجا که نشاید

۸

دلم ز عالم بی‌چون خیالت از دل از آن سو

میان این دو مسافر مکن جدا که نشاید

۹

مبند آن در خانه به صوفیان نظری کن

مخور به رنج به تنها بگو صلا که نشاید

۱۰

دلا بخسب ز فکرت که فکر دام دل آمد

مرو به جز که مجرد بر خدا که نشاید

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: که نشایدقافیه: ـا۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نشایدنشاید
  2. برمیدینشاید
  3. سعادتنشاید
  4. رانشاید
  5. کرینشاید
  6. نگویدنشاید
  7. جانینشاید
  8. بیروننشاید
  9. سونشاید
  10. کننشاید
  11. آمدنشاید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.