گر تو را بخت یار خواهد بود
عشق را با تو کار خواهد بود
۱عمر بیعاشقی مدان به حساب
کان برون از شمار خواهد بود
۲هر زمانی که میرود بیعشق
پیش حق شرمسار خواهد بود
۳هر چه اندر وطن تو را سبکست
ساعت کوچ بار خواهد بود
۴بر تو این دم که در غم عشقی
چون پدر بردبار خواهد بود
۵فقر کز وی تو ننگ میداری
آن جهان افتخار خواهد بود
۶تلخی صبر اگر گلوگیر است
عاقبت خوشگوار خواهد بود
۷چون رهد شیر روح از این صندوق
اندر آن مرغزار خواهد بود
۸چون از این لاشه خر فرود آید
شاه دل شهسوار خواهد بود
۹دامن جهد و جد را بگشا
کز فلک زر نثار خواهد بود
۱۰تو نهان بودی و شدی پیدا
هر نهان آشکار خواهد بود
۱۱هر کی خود را نکرد خوار امروز
همچو فرعون خوار خواهد بود
۱۲هر که چون گل ز آتش آب نشد
اندر آتش چو خار خواهد بود
۱۳چون شکار خدا نشد نمرود
پشهای را شکار خواهد بود
۱۴هر که از نقد وقت بست نظر
سخرهای انتظار خواهد بود
۱۵هر که را اختیار کردش عشق
مست و بیاختیار خواهد بود
۱۶هر که او پست و مست عشق نشد
تا ابد در خمار خواهد بود
۱۷هر که را مهر و مهر این دم نیست
اشتری بیمهار خواهد بود
۱۸در سر هر که چشم عبرت نیست
خوار و بیاعتبار خواهد بود
۱۹بس کن ار چه سخن نشاند غبار
آخر از وی غبار خواهد بود
۲۰شمس تبریز چون قرار گرفت
دل از او بیقرار خواهد بود
۲۱