پس آنگه که خاک زمین داد بوس
چنین پاسخ آورد فرفوریوس
۱که تا دور باشد خرامشپذیر
تو بادی جهانداورِ دور گیر
۲سر از داد تو بر متاباد دهر
که داد تو بیداد را کرد قهر
۳ز پرسیدن شاهِ ایزدشناس
چنان در دل آمد مرا از قیاس
۴کزان پیشتر کاین جهان شد پدید
جهانآفرین جوهری آفرید
۵ز پروردن فیض پروردگار
به آبی شد آن جوهر آبدار
۶دو نیمه شد آن آبِ جوهرگشای
یکی زیر و دیگر زبر یافت جای
۷به طبع آن دو نیمه چو کافور و مشک
یکی نیمه تر گشت و یک نیمه خشک
۸ز تری یکی نیمه جنبشپذیر
ز خشکی دگر نیمه آرامگیر
۹شد آن آب جنبشپذیر آسمان
شد این آرمیده زمین در زمان
۱۰خرد تا بدینجاست کوشش نمای
برون زین خط اندیشه را نیست جای
۱۱