خسرو و شیرینبخش ۱۰۳ - چگونگی رفتن جان از جسم نظامیشاعرنظامیمجموعهخسرو و شیرینقالبمثنویوزنمفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعرنمای کتابیکارت تصویریدگر ره باز پرسیدش که جانهاچگونه بر پرند از آشیانها۱جوابش داد کز راه ندیدهنشاید گفتن الا از شنیده۲شنیدم چار موبد بود هشیارمسلسل گشته با هم جان هر چار۳در این مشکل فرو ماندند یک چندکه از تن چون رود جان خردمند۴