دوم موبد به قصری کرد مانند
که بر گردون کشد گیتی خداوند
۱از او شخصی فرو افتد گرانسنگ
ز بیم جان زند در کنگره چنگ
۲ز ماندن دست و بازو ریشگردد
وز افتادن مضرت بیش گردد
۳شکنجه گرچه پنجهاش را کند سست
کند سرپنجه را در کنگره چست
۴هم آخرْ کار کاو بیتاب گردد
هم او هم کنگره پرتاب گردد
۵