دگرباره بپرسیدش جهاندار
که دارم زین قیاس اندیشه بسیار
۱نخستم در دل آید کاین فلک چیست
درونش جانور بیرون او کیست
۲جوابش داد مرد نکتهپرداز
که نکته تا بدین دوری مینداز
۳حسابی را کزین گنبد برونست
جز ایزد کس نمیداند که چونست
۴هر آنچ آمدشدِ این کوی دارد
در او روی آوریدن روی دارد
۵وز آنصورت که با چشم آشنا نیست
به گستاخی سخن راندن روا نیست
۶بلندانی که راز آهسته گویند
سخنهای فلک سر بسته گویند
۷فلک بر آدمی در بسته دارد
چو طرفه، کو سخن سربسته دارد
۸