خسرو و شیرین

بخش ۹۸ - در بقای جان نظامی

شاعر
نظامی
قالب
مثنوی
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دگر باره شهِ بیداربختش

سؤالی زیرکانه کرد سختش

۱

که گر جان را جهان چون کالبد خوَرد

چرا با ما کند در خواب ناوَرد؟

۲

و گر جان ماند و از قالب جدا شد

بگو تا جان چندین کس کجا شد؟

۳

جوابش داد کاین محکم سؤالست

ولی جان بی جسد دیدن محالست

۴

نه از جان بی جسد پرسید شاید

نه بی‌پرگار جنبش دید شاید

۵

چو از پرگارِ تن بیکار گردد

فلک را جنبش پرگار گردد

۶

دربارهٔ نظامی

۳۷۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ خسرو و شیرین (۱۲۱ شعر) قرار دارد.