بخش
اسکندرنامه - بخش اول: شرفنامه نظامی
این بخش از «خمسه» نظامی است و ۶۳ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۶۳).
- مورد منتشرشده
- ۶۳
- صفحه
- ۴
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷بخش ۱۷ - باز گشتن اسکندر از جنگ زنگ با فیروزیبیا ساقی از می مرا مست کنچو می در دهی نُقل بر دست کنخواندن شعر ‹
- ۱۸بخش ۱۸ - سگالش نمودن اسکندر بر جنگ دارابیا ساقی آن می که فرخپی استبه من ده که داروی مردم می استخواندن شعر ‹
- ۱۹بخش ۱۹ - آیینه ساختن اسکندربیا ساقی آن لعل پالوده رابیاور بشوی این غم آلوده راخواندن شعر ‹
- ۲۰بخش ۲۰ - خراج خواستن دارا از اسکندربیا ساقی آن جام آیینهفامبه من ده که بر دست به جای جامخواندن شعر ‹
- ۲۱بخش ۲۱ - شتافتن اسکندر به جنگ دارابیا ساقی آن راوق روحبخشبه کام دلم در فشان چون درخشخواندن شعر ‹
- ۲۲بخش ۲۲ - رای زدن دارا با بزرگان ایرانبیا ساقی آن آتش توبهسوزبه آتشگه مغز من برفروزخواندن شعر ‹
- ۲۳بخش ۲۳ - نامه دارا به اسکندربنام بزرگ ایزدِ دادبخشکه ما را ز هر دانش او داد بخشخواندن شعر ‹
- ۲۴بخش ۲۴ - پاسخ نامه دارا از جانب اسکندرسرِ نامه نام جهاندار پاکبرارندهٔ رستنیها ز خاکخواندن شعر ‹
- ۲۵بخش ۲۵ - جنگ دارا با اسکندربیا ساقی از باده بردار بندبپیمای پیمودن باد چندخواندن شعر ‹
- ۲۶بخش ۲۶ - کشتن سرهنگان دارا رابیا ساقی از من مرا دور کنجهان از می لعل پر نور کنخواندن شعر ‹
- ۲۷بخش ۲۷ - نشستن اسکندر بر جای دارابیا ساقی آن خون رنگین رزدرافکن به مغزم چو آتش بخزخواندن شعر ‹
- ۲۸بخش ۲۸ - ویران کردن اسکندر آتشکدههای ایران زمین رابیا ساقی از شادی نوش و نازیکی شربتآمیز عاشق نوازخواندن شعر ‹
- ۲۹بخش ۲۹ - خواستاری اسکندر روشنک رابیا ساقی آن آب جوی بهشتدرافکن بدان جام آتش سرشتخواندن شعر ‹
- ۳۰بخش ۳۰ - به پادشاهی نشستن اسکندر در اصطخربیا ساقی آن شبچراغ مغانبیاور، ز من برمیاور فغانخواندن شعر ‹
- ۳۱بخش ۳۱ - فرستادن اسکندر روشنک را به رومبیا ساقی آن صرف بیجاده رنگبه من ده که پایم درآمد به سنگخواندن شعر ‹
- ۳۲بخش ۳۲ - رفتن اسکندر به جانب مغرب و زیارت کعبهبیا ساقی آن میکه محنتبَر استبه چون من کسی ده که محنتخوَر استخواندن شعر ‹
