حاصل ز زندگانی ما جز وبال نیست
وز روزگار بهره به جز از ملال نیست
۱نقش سه شش طلب مکن از کعبتین دهر
کین نقش پنج روزه برون از خیال نیست
۲چون منصب بزرگی و چون جاه و ملک و مال
بی وصمت تزلزل و عیب و زوال نیست
۳خوش خاطری که منصب و جاه آرزو نکرد
خرم دلی که در طلب ملک و مال نیست
۴از خوان ممسکان مطلب توشهٔ حیات
کان لقمه پیش اهل طریقت حلال نیست
۵در وضع روزگار نظر کن به چشم عقل
احوال کس مپرس که جای سؤال نیست
۶چون زلف تابدادهٔ خوبان در این دیار
هرجا که سرکشی است به جز پایمال نیست
۷در موج فتنهای که خلایق فتادهاند
فریاد رس به جز کرم ذوالجلال نیست
۸از غم چنان برست دل ما که بعد از این
در وی به هیچ وجه طرب را مجال نیست
۹جانم فدای خاطر صاحب دلی که گفت:
«شیراز جای مردم صاحب کمال نیست»
۱۰درویشی و غریبی و زحمت ز حد گذشت
زین بیش ای عبید مرا احتمال نیست
۱۱