غزلیاتغزل شمارهٔ ۹ عبید زاکانیشاعرعبید زاکانیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریدلا با مغان آشنائی طلبز پیر مغان روشنائی طلب۱به کنج قناعت گرت راه نیستز دیوانگان رهنمائی طلب۲وگر اوج قدست کند آرزوز دام طبیعت رهائی طلب۳اگر عارفی راه میخانه گیرو گر ابلهی پارسائی طلب۴دوای دل خسته از درد جوینوای خود از بینوائی طلب۵اگر صد رهت بشکند روزگارمکن از خسان مومیائی طلب۶عبید ار گدائی غنیمت شماروگر پادشاهی گدائی طلب۷