دارم بتی به چهرهٔ صد ماه و آفتاب
نازکتر از گلِ تر و خوشبوتر از گلاب
۱رعناتر از شمایلِ نسرین میان باغ
نازندهتر ز سرو سهی بر کنار آب
۲در تابِ حیرت از رخِ او در چمن سمن
در خوی خجلت از تب او در قدح شراب
۳شکلی و صد ملاحت و رویی و صد جمال
چشمی و صد کرشمه و لعلی و صد عتاب
۴خورشید در نقابِ خجالت نهان شود
از روی جانفزاش اگر بر فتد نقاب
۵در حلقههای زلفش جانهای ما اسیر
از چشمهای مستش دلهای ما کباب
۶فریاد از آن دو سنبل مشکین تابدار
زنهار از آن دو نرگس جادوی نیمخواب
۷هرگه که زانویی زند و بادهای دهد
من جان به باد بر دهم آن لحظه چون حباب
۸روزی که با من است من آن روز چون عبید
از عیش بهرهمندم و از عمر کامیاب
۹