غزلیات

غزل شمارهٔ ۸ عبید زاکانی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

کرد فارغ گل رویت ز گلستان ما را

کفر زلف تو برآورد ز ایمان ما را

۱

تا خیال قد و بالای تو در دل بگذشت

خاطر آزاد شد از سرو خرامان ما را

۲

ما که در عشق تو آشفته و شوریده شدیم

می‌کند حلقهٔ زلف تو پریشان ما را

۳

تا به دامان وصالت نرسد دست امید

دستْ کوته نکند اشک ز دامان ما را

۴

در ره کعبهٔ وصل تو ز پا ننشینیم

گرچه در پا شکند خار مغیلان ما را

۵

ای عبید از پی دل چند توان رفت آخر

کرد سودای تو بس بی سر و سامان ما را

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: ما راقافیه: ـان۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«ما را» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. بگذشترا
  3. شدیمرا
  4. امیدرا
  5. ننشینیمرا
  6. آخررا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عبید زاکانی

۲۸۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱۰۶ شعر) قرار دارد.