مقطعاتشمارهٔ ۳ - در شکایت از قرض عبید زاکانیشاعرعبید زاکانیمجموعهمقطعاتقالبقطعهوزنفعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریمرا قرض هست و دگر هیچ نیستفراوان مرا خرج و زر هیچ نیست۱جهان گو همه عیش و عشرت بگیرمرا زین حکایت خبر هیچ نیست۲هنر خود ندانم و گر نیز هستچو طالع نباشد هنر هیچ نیست۳عنان ارادت چو از دست رفتغم و فکر برگ و دگر هیچ نیست۴به درگاه او التجا کن عبیدکه این رفتن در به در هیچ نیست۵