مقطعات

شمارهٔ ۱۷ - ایضا در شکایت از قرض گوید عبید زاکانی

مجموعه
مقطعات
قالب
قطعه
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

وای بر من که روز شب شده‌ام

دایما همنشین و همدم قرض

۱

مدتی گرد هرکسی گشتم

بو که آرم به دست مرهم قرض

۲

آخرالامر هیچکس نگشاد

پای جانم ز بند محکم قرض

۳

... ن درستی نیافتم جائی

که مرا وارهاند از غم قرض

۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: قرضقافیه: ـم۴ از ۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد
  • شمار مصرع‌های بررسی‌شده کم است

پایان مصرع‌ها

  1. شده‌امقرض
  2. گشتمقرض
  3. نگشادقرض
  4. جائیقرض

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عبید زاکانی

۲۸۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ مقطعات (۲۵ شعر) قرار دارد.