مقطعات

شمارهٔ ۱۶ - در شکایت از قرض گوید عبید زاکانی

مجموعه
مقطعات
قالب
قطعه
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مردم به عیش و شادی و من در بلای قرض

هریک به کار و باری و من مبتلای قرض

۱

قرض خدا و قرض خلایق به گردنم

آیا ادای فرض کنم یا ادای قرض

۲

خرجم فزون ز غایت و قرضم برون ز حد

فکر از برای خرج کنم یا برای قرض

۳

از هیچ خط نتابم غیر از سجل دین

وز هیچکس ننالم غیر از گوای قرض

۴

در شهر قرض دارم واندر محله قرض

در کوچه قرض دارم واندر سرای قرض

۵

از صبح تا به شام در اندیشه مانده‌ام

تا خود کجا بیابم ناگه رجای قرض

۶

مردم ز دست قرض گریزان و من به صدق

خواهم پس از نماز و دعا از خدای قرض

۷

عرضم چو آبروی گدایان به باد رفت

از بس که خواستم ز در هر گدای قرض

۸

گر خواجه تربیت نکند نزد پادشا

مسکین عبید چون کند آخر دوای قرض

۹

خواجه علاء دولت و دین آن که جز کفش

هرگز کسی ندید به گیتی سزای قرض

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: قرضقافیه: ـای۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«قرض» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. قرضقرض
  2. گردنمقرض
  3. حدقرض
  4. دینقرض
  5. قرضقرض
  6. مانده‌امقرض
  7. صدققرض
  8. رفتقرض
  9. پادشاقرض
  10. کفشقرض

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عبید زاکانی

۲۸۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ مقطعات (۲۵ شعر) قرار دارد.