هر که با پاکدلان، صبح و مسایی دارد
دلش از پرتو اسرار، صفایی دارد
۱زهد با نیت پاک است، نه با جامهٔ پاک
ای بس آلوده، که پاکیزه ردایی دارد
۲شمع خندید به هر بزم، از آن معنی سوخت
خنده، بیچاره ندانست که جایی دارد
۳سوی بتخانه مرو، پند برهمن مشنو
بت پرستی مکن، این ملک خدایی دارد
۴هیزم سوخته، شمع ره و منزل نشود
باید افروخت چراغی، که ضیایی دارد
۵گرگ، نزدیک چراگاه و شُبان رفته به خواب
بره، دور از رمه و عزم چرایی دارد
۶مور، هرگز بهدر قصر سلیمان نرود
تا که در لانهٔ خود، برگ و نوایی دارد
۷گهر وقت، بدین خیرگی از دست مده
آخر این دُر گرانمایه بهایی دارد
۸فرخ آن شاخک نورسته که در باغ وجود
وقت رستن، هوس نشو و نمایی دارد
۹صرف باطل نکند عمر گرامی، پروین
آنکه چون پیر خرد، راهنمایی دارد
۱۰