ای خوش اندر گنج دل زر معانی داشتن
نیست گشتن، لیک عمر جاودانی داشتن
۱عقل را دیباچهٔ اوراق هستی ساختن
علم را سرمایهٔ بازارگانی داشتن
۲کشتن اندر باغ جان هر لحظهای رنگین گلی
وندران فرخنده گلشن باغبانی داشتن
۳دل برای مهربانی پروراندن لاجرم
جان بتن تنها برای جانفشانی داشتن
۴ناتوانی را به لطفی خاطر آوردن بدست
یاد عجز روزگار ناتوانی داشتن
۵در مدائن میهمان جغد گشتن یکشبی
پرسشی از دولت نوشیروانی داشتن
۶صید بی پر بودن و از روزن بام قفس
گفتگو با طائران بوستانی داشتن
۷