غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵ سعدی

شاعر
سعدی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

کیست آن کَش سر پیوند تو در خاطر نیست

یا نظر با تو ندارد مگرش ناظر نیست

۱

نه حلال‌ست که دیدار تو بیند هر کس

که حرام‌ست بر آن کَش نظری طاهر نیست

۲

همه کَس را مگر این ذوق نباشد که مرا

کآن چه من می‌نگرم بر دگری ظاهر نیست

۳

هر شبی روزی و هر روز زوالی دارد

شب وصل من و معشوق مرا آخر نیست

۴

هر که با غمزهٔ خوبان سر و کاری دارد

سست مهرست که بر داغ جفا صابر نیست

۵

هر که سرپنجه مخضوب تو بیند گوید

گر بر این دست کسی کشته شود نادر نیست

۶

سر موییم نظر کن که من اندر تن خویش

یک سر موی ندانم که تو را ذاکر نیست

۷

همه دانند که سودازده دل‌شده را

چاره صبرست ولیکن چه کند قادر نیست

۸

گفته بودم غم دل با تو بگویم چندی

به زبان چند بگویم که دلم حاضر نیست

۹

گر من از چشم همه خلق بیفتم سهل‌ست

تو مپندار که مخذول تو را ناصر نیست

۱۰

التفات از همه عالم به تو دارد سعدی

همتی کآن به تو مصروف بود قاصر نیست

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نیستقافیه: ـر۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. نیستنیست
  2. کسنیست
  3. مرانیست
  4. داردنیست
  5. داردنیست
  6. گویدنیست
  7. خویشنیست
  8. رانیست
  9. چندینیست
  10. سهل‌ستنیست
  11. سعدینیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶۳۷ شعر) قرار دارد.