برگ تحویل میکند رمضان
بار تودیع بر دل اِخْوان
۱یارِ نادیده سیر، زود برفت
دیر ننشست نازنین مهمان
۲غادَرَ الْحِبُّ صُحْبةَ الْأَحباب
فارَقَ الْخِلُّ عِشْرَةَ الْخُلّان
۳ماهِ فرخنده، روی برپیچید
و علیک السلامُ یا رمضان
۴الوداع ای زمان طاعت و خیر
مجلس ذکر و محفل قرآن
۵مُهرِ فرمان ایزدی بر لب
نفس در بند و دیو در زندان
۶تا دگر روزه با جهان آید
بس بگردد به گونه گونه جهان
۷بلبلی زار زار مینالید
بر فِراق بهار، وقت خزان
۸گفتم اندُه مبر که بازآید
روز نوروز و لاله و ریحان
۹گفت ترسم بقا وفا نکند
ورنه هر سال گل دمد بستان
۱۰روز بسیار و عید خواهد بود
تیر ماه و بهار و تابستان
۱۱تا که در منزل حیات بود
سال دیگر که در غریبستان
۱۲خاک چندان از آدمی بخورد
که شود خاک و آدمی، یکسان
۱۳هردم از روزگار ما جزویست
که گذر میکند چو برق یمان
۱۴کوه اگر جزو جزو برگیرند
متلاشی شود به دور زمان
۱۵تا قیامت که دیگر آب حیات
بازگردد به جوی رفته روان
۱۶یارب آن دم که دم فرو بندد
ملک الموت واقف شیطان
۱۷کار جان پیش اهل دل سهلست
تو نگه دار جوهر ایمان
۱۸