قصاید

شمارهٔ ۳۱ - در ورود شاه عباس دوم به شهر اشرف صائب

شاعر
صائب
مجموعه
قصاید
قالب
قصیده
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کرد تا پابوس اشرف کشور مازندران

زین شرف بر ابر می ساید سر مازندران

۱

از برای توتیا نتوان غباری یافتن

گر بگردی چون صبا سر تا سر مازندران

۲

غوطه چون آیینه در زنگار خجلت داده است

چرخ اخضر را زمین اخضر مازندران

۳

جامه بر تن سبز چون سرو و صنوبر می کند

زاهدان خشک را ابر تر مازندران

۴

گرچه از ابرست دایم آفتابش در نقاب

مهر تابان است هر نیلوفر مازندران

۵

چون سواد چشم عاشق، در خزان و نوبهار

نیست بی ابر تری بوم و بر مازندران

۶

همچو پای سرو هیهات است بیرون آمدن

پای هر کس شد به گل در کشور مازندران

۷

دامها از سیرچشمی خواب راحت می کنند

از هجوم صید در بوم و بر مازندران

۸

بس که می بارد طراوت از نسیم صبح او

شسته رو از خواب خیزد دلبر مازندران

۹

تا چه مطلب در نظر دارد، که در سال دراز

آتش از نارنج سوزد در سر مازندران

۱۰

غیر ازین کز بس طراوت آب در می می کند

نیست عیبی در هوای کشور مازندران

۱۱

غوطه در آب گهر زد چون رگ ابر بهار

کلک صائب گشت تا مدحتگر مازندران

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: مازندرانقافیه: ـر۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. مازندرانمازندران
  2. یافتنمازندران
  3. استمازندران
  4. کندمازندران
  5. نقابمازندران
  6. نوبهارمازندران
  7. آمدنمازندران
  8. کنندمازندران
  9. اومازندران
  10. درازمازندران
  11. کندمازندران
  12. بهارمازندران

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید (۴۵ شعر) قرار دارد.