گرچه در دفع کدورت هر نوایی دلکش است
در میان سازها، نی تیر روی ترکش است
۱گر برآرد عشق دود از عقل، جای رحم نیست
خانه زنبور کافر مستحق آتش است
۲رزق خاموشان شود اکثر معانی لطیف
کوزه سربسته را قسمت شراب بی غش است
۳هیچ رنگی نیست در آتش نباشد نعل او
در میان رنگ ها زردی طلای بی غش است
۴حسن چون مستور باشد عشق زندانی بود
عشق عالمسوز گردد یار چون لولی وش است
۵روز دعوی در صف زورین کمانان سخن
مصرع برجسته صائب تیر روی ترکش است
۶