سرکشی از قامت آن دلربا زیبنده است
مد احسان هر قدر باشد رسا زیبنده است
۱نقد جان را مصرفی چون خاک پای یار نیست
سرو را آب روان در زیر پا زیبنده است
۲خوشنما باشد شراب لعل در جام بلور
پنجه سیمین خوبان را حنا زیبنده است
۳ماه در ابر تنک جولان دیگر می کند
سرو سیمین را قبای ته نما زیبنده است
۴از کریمان هر قدر لطف و تواضع خوشنماست
سرکشی و بی نیازی از گدا زیبنده است
۵سبزه امید خشک از ابر بی باران شود
در لباس شرم عرض مدعا زیبنده است
۶پرده پوشی می کند دولت سر بی مغز را
استخوان در سایه بال هما زیبنده است
۷می نماید تیغ غیرت جوهر خود در نیام
فقر را در آستین دست دعا زیبنده است
۸تا هوا را اهل دولت زیر دست خود کنند
پایه تخت سلیمان بر هوا زیبنده است
۹صفحه های ساده را مسطر بود نقش مراد
بر تن درویش نقش بوریا زیبنده است
۱۰صائب از زرین کلاهان خاکساری خوشنماست
شاخ نرگس را نظر بر پشت پا زیبنده است
۱۱