مردمی در طینت اهل جهان کم مانده است
صورت بی معنیی بر جا ز آدم مانده است
۱نام شاهان از اثر در دور می باشد مدام
شاهد این گفتگو جامی است کز جم مانده است
۲بی سخن بر دامن پاکش گواهی می دهد
نسخه ای کز روی شرم آلود مریم مانده است
۳خرد مشمر جرم را کز خوردن گندم به خلد
سینه چاکی به فرزندان آدم مانده است
۴نام باقی در زوال مال فانی بسته است
کز سخاوت بر زبان ها نام حاتم مانده است
۵ای که می پرسی ز صحبتها گریزانی چرا
در بساطم وقت ضایع کردنی کم مانده است
۶عام گردیده است بی دردی میان مردمان
حرفی از درد سخن صائب به عالم مانده است
۷