خاکساری از بزرگان جهان زیبنده است
با زمین، افتادگی از آسمان زیبنده است
۱از شکستن می فزاید رتبه طرف کلاه
سر به پیش انداختن از سرکشان زیبنده است
۲در خزان سهل است با نظارگی حسن سلوک
تازه رویی در بهار از باغبان زیبنده است
۳مغز اگر نرمی کند چندان ندارد تازگی
چرب نرمی بیشتر از استخوان زیبنده است
۴کوهسار از خنده بیجای کبک از جا نرفت
بردباری از بزرگان جهان زیبنده است
۵هر که را بر خاک راه انداخت، سازد سربلند
دعوی گردن فرازی از سنان زیبنده است
۶آنقدرها کز سخن باشد بلندی خوشنما
کوتهی در دعوی از تیغ زبان زیبنده است
۷از درشتی های سوهان تیغ ها گردند نرم
سر به سر پست و بلند این جهان زیبنده است
۸می شود ساحل ز جزر و مد دریا قدردان
بخل و احسان هر دو از پیر مغان زیبنده است
۹از خموشی قدرت گفتار گردد مایه دار
در مقام خود سکون از کاروان زیبنده است
۱۰باده در جام بلورین جلوه دیگر کند
خون ما بر گردن سیمین بران زیبنده است
۱۱طاعت از پیران، رعونت از جوانان خوشنماست
راستی در تیر چون خم در کمان زیبنده است
۱۲خشکی از سر پنجه مرجان اگر بیرون برد
لاف تر دستی ز بحر بیکران زیبنده است
۱۳گر نبندد بر زمین چون سایه نقش از جلوه اش
لاف رعنایی ز سرو بوستان زیبنده است
۱۴صائب از رنگین کلامان ترک دعوی خوشنماست
غنچه را مهر خموشی بر دهان زیبنده است
۱۵