غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۲۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عشق بالا دست بر خاک از وجود ما نشست

از گهر گرد یتیمی بر رخ دریا نشست

۱

عشق تن در صحبت ما داد از بی آدمی

کوه قاف از بی کسی در سایه عنقا نشست

۲

زخم مجنون تازه خواهد شد که از سودای ما

طرفه شاهینی دگر بر سینه صحرا نشست

۳

راه عشق است این، به آتش پایی خود پر مناز

خار این وادی مکرر برق را در پا نشست

۴

جسم خاکی در صفای دل نیندازد خلل

باده آسوده است از گردی که بر مینا نشست

۵

نیست تاب همنفس آیینه های صاف را

زود می گردد گران، ابری که با دریا نشست

۶

خار در چشمش، اگر هنگامه افروزی کند

چون شرر هر کس تواند در دل خارا نشست

۷

کرد رعنا همچو آتش بال و پرواز مرا

در طریق عشق اگر خاری مرا در پا نشست

۸

کفر و دین روشن ضمیران را نمی سازد دو دل

کی شود شبنم دورو، گر بر گل رعنا نشست؟

۹

زنگ خودبینی گرفت آیینه بینایی اش

هر که صائب یک نفس با مردم دنیا نشست

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نشستقافیه: ـا۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نشستنشست
  2. آدمینشست
  3. مانشست
  4. منازنشست
  5. خللنشست
  6. رانشست
  7. کندنشست
  8. مرانشست
  9. دلنشست
  10. اشنشست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.