جان عاشق قدر داغ و درد میداند که چیست
سکه کامل عیاران مرد میداند که چیست
۱پایکوبان رفت ازین صحرای وحشت گردباد
قدر تنهایی بیابانگرد میداند که چیست
۲چهره زرّین گشاید آب رحم از دیدهها
مهر تابان قدر رنگ زرد میداند که چیست
۳خط ز راه خاکساری حسن را تسخیر کرد
رتبه افتادگی را گرد میداند که چیست
۴نه ز بیدردی است گر عاشق نداند قدر درد
هرکه شد بیدرد، قدر درد میداند که چیست
۵درد جانکاه مرا دور از حضور دوستان
هرکه گردیده است بیهمدرد میداند که چیست
۶صائب از دل زنگ ظلمت را زدودن سهل نیست
صبح صادق قدر آه سرد میداند که چیست
۷