غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۳۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جان و دل را رایگان آن دشمن جان برنداشت

دین و ایمان را به هیچ آن نامسلمان برنداشت

۱

در رسایی حلقه های زلف کوتاهی نداشت

گردن آزاده ما طوق احسان برنداشت

۲

زان لب شیرین ندادن داد ما انصاف نیست

خواهش ما از جگر هر چند دندان برنداشت

۳

گرچه خوردم غوطه ها چون لاله در خون جگر

نقطه بخت سیه دستم ز دامان برنداشت

۴

قدر خاموشی چه داند، هر که از تیغ زبان

چون دهان در هر سخن زخم نمایان برنداشت

۵

دست بیداد فلک را عجز ما کوتاه کرد

گوی ما از سر به راهی زخم چوگان برنداشت

۶

از لباس مشکفام کعبه خونگرمی ندید

هر که زخمی چند از خار مغیلان برنداشت

۷

از شکر هرگز نخواهد ناز معشوقی کشید

مور مغروری که یک حرف از سلیمان برنداشت

۸

در غبار انگیختن چندان که خط بیداد کرد

خال کافر چشم ازان لبهای خندان برنداشت

۹

دل ز خوش قطره های اشک، صائب چاک شد

منت باد صبا این نار خندان برنداشت

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: برنداشتقافیه: ـان۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«برنداشت» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. برنداشتبرنداشت
  2. نداشتبرنداشت
  3. نیستبرنداشت
  4. جگربرنداشت
  5. زبانبرنداشت
  6. کردبرنداشت
  7. ندیدبرنداشت
  8. کشیدبرنداشت
  9. کردبرنداشت
  10. شدبرنداشت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.