رکاب عزم تو در دست خواب سنگین است
وگرنه توسن فرصت همیشه در زین است
۱ز خواب قطع نظر کن که عشق چابک دست
فلاخنی است که سنگش ز خواب سنگین است
۲خزان ز غنچه تصویر راست می گذرد
همیشه جمع بود خاطری که غمگین است
۳حضور عشق بود بیش دور گردان را
که سیل واصل دریا نگشته شیرین است
۴درین دو هفته که مهمان این چمن شده ای
به خنده لب مگشا، روزگار گلچین است
۵به گوش، خنده کبک است ناله عشاق
ترا که پشت به کوه گران تمکین است
۶به غیر حسرت آغوش من حدیثی نیست
کتابه ای است که مناسب به خانه زین است
۷هر آنچه می طلبی از گشاده رویان خواه
که فیض صبح دهد جبهه ای که بی چین است
۸گل از ترانه بلبل فراغتی دارد
علاج شکوه بیهوده گوش سنگین است
۹نخفت فتنه آن چشم از دمیدن خط
فسانه ای است که خواب بهار شیرین است
۱۰گل همیشه بهارست روی بی برگان
اگر دو روز گل اعتبار رنگین است
۱۱بگیر جان و بده بوسه ای در آخر حسن
که این متاع درین چند روز شیرین است
۱۲پیاله می زند از خون گرم خود در خواب
ز بس که دیده پرویز محو شیرین است
۱۳نظر به جوش خریدار نیست یوسف را
کلام صائب ما بی نیاز تحسین است
۱۴