غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۳۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کجا ز دایره عشق، حسن بیرون است؟

سیاه خیمه لیلی ز آه مجنون است

۱

مسیح سوزن خود گو به هرزه تیز مکن

که چشم آبله ما به خار هامون است

۲

شکوه سنگدلان زور عشق می خواهد

به قصر بردن شیرین نه کار گلگون است

۳

به دست موی شکافان کسی اسیر مباد

همیشه زلف ز سودای شانه مفتون است

۴

به دست بد گهران داد بوسه گاه مرا

دلم ز غیرت تبخال او پر از خون است

۵

ز خرمی مژه بر هم نمی توانم زد

شبی که پنجه اطفال اشک گلگون است

۶

سبب مپرس تهیدستی مرا صائب

گناه سرو همین بس بود که موزون است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـون۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. مکناست
  3. خواهداست
  4. مباداست
  5. مرااست
  6. زداست
  7. صائباست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.