غزلیاتغزل شمارهٔ ۱۷۳۳ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریفلک دو تا ز گرانباری گناه من استسیاهی دل شب از دل سیاه من است۱ازان دلیر درین بحر می کنم جولانکه چون حباب سر من همان کلاه من است۲همیشه گرد سر شمع می توانم گشتغبار خاطر پروانه سد راه من است۳تو سعی کن نشوی در حرم بیابان مرگوگرنه هر کمر مور شاهراه من است۴چگونه مهر خموشی به لب زنم صائب؟که تازیانه ارباب شوق، آه من است۵