کو می گرمی که در جوش آورد خون مرا؟
چون شفق سازد فلک پرواز گلگون مرا
۱از محک افزون شود قدر زر کامل عیار
سرکشی از سنگ طفلان نیست مجنون مرا
۲پخته شد از گوشه عزلت شراب نارسم
خم برون آورد از خامی فلاطون مرا
۳معنی نازک نباشد ایمن از عین الکمال
نیل چشم زخم باشد لفظ، مضمون مرا
۴بی گناهی می کشد از قاتل خود انتقام
چون حنا پامال نتوان ساختن خون مرا
۵سخت تر گردد گره هرگاه صائب تر شود
نیست ممکن می گشاید جان محزون مرا
۶