غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۵۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از شش جهتم همچو شرر سنگ گرفته است

این بار جنون سخت به من تنگ گرفته است

۱

در پنجه شیرست رگ و ریشه جانم

تا شانه سر زلف تو در چنگ گرفته است

۲

زان چهره گلرنگ خط سبز دمیده است؟

یا آینه بینش من زنگ گرفته است

۳

ایام حیاتم شب قدرست سراسر

تا دل ز من آن طره شبرنگ گرفته است

۴

خون می خلدم در جگر از رشک چو نشتر

تیغ تو ز خون که دگر رنگ گرفته است؟

۵

چون گوشه نگیرم ز عزیزان، که مکرر

از آب گهر آینه ام زنگ گرفته است

۶

تاب سخن سخت ز معشوق ندارد

صائب که مکرر ز هوا سنگ گرفته است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گرفته استقافیه: ـنگ۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. جانماست
  3. استاست
  4. سراسراست
  5. نشتراست
  6. مکرراست
  7. ندارداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.