تا سپهر کبود سیارست
سینه آیینه دار زنگارست
۱گوشه امن، سینه هدف است
پله عافیت سر دارست
۲سبزه در دست و پای افتاده است
خار، بالانشین دیوارست
۳خر عیسی به گل فرو رفته است
دور دجال برق رفتارست
۴خاکساری حصار عافیت است
کوتهی پشتبان دیوارست
۵اعتبار از میان چو برخیزد
بیضه مور، مهره مارست
۶از تف آه آسمان سیرم
کهکشان همچو نبض بیمارست
۷دهن صبح پر ز خون شفق
چون نگردد، که راست گفتارست
۸دام گردون به خاک پوسیده است
یک رم آهوانه در کارست
۹تو ملایم نگشته ای صائب
ورنه سیر سپهر هموارست
۱۰