در خودآرایی خطرها مضمرست
حلقه فتراک طاوس از پرست
۱بی سبکروحی و تمکین آدمی
کشتی بی بادبان و لنگرست
۲قرب خوبان رنج باریک آورد
رشته را کاهش نصیب از گوهرست
۳عشق می بخشد تمامی حسن را
شمع بی پروانه تیر بی سرپرست
۴خلق نیکو عیب را سازد هنر
خامی عنبر کمال عنبرست
۵بی طلب سیراب می گردد ز می
چون سبو دستی که در زیر سرست
۶پرتو منت کند دل را سیاه
زنگ این آیینه از روشنگرست
۷در سخن لعلش قیامت می کند
این نمکدان پر ز شور محشرست
۸بر عذار لیلی آن خال کبود
چشمه خورشید را نیلوفرست
۹آتش درویشانه خود ای پسر
از طعام میهمانی بهترست
۱۰شیر بیگانه است آش دیگران
شوربای خویش شیر مادرست
۱۱صائب از شیرینی گفتار خود
طوطی ما بی نیاز از شکرست
۱۲