شد آب و هنوز در حجاب است
این آبله در دل حباب است
۱در دیده پاک، پرتو حسن
در خانه کعبه ماهتاب است
۲عشق تو فسانه سوز هستی
سودای تو پرده سوز خواب است
۳صبحیم ولی ز سرد مهری
در سینه ما نفس به خواب است
۴حرفی سر کن که میهمان را
خاموشی میزبان جواب است
۵جایی که نه آسیا بگردد
اندیشه رزق، بی حساب است
۶بیهوده دل مشوش ما
در فکر گناه یا ثواب است:
۷در مملکت وسیع رحمت
هر جنس که می برند، باب است
۸از کشمکش چهار عنصر
دایم دل خسته در عذاب است
۹چون عالم خاک آرمیده است
در عالم آب، انقلاب است
۱۰تا روی به طوف کعبه کرده است
فکر صائب همه صواب است
۱۱