غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۵۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شمع روشن شد چو اشک از دیده بینا فشاند

خوشه ای برداشت هر کس دانه ای اینجا فشاند

۱

از تجرد چون مسیحا هیچ کس نقصان نکرد

پنجه خورشید شد دستی که بر دنیا فشاند

۲

از بهاران خلعت سر سبزی جاوید یافت

هر که دامن بر ثمر چون سرو از استغنا فشاند

۳

تا نپیوستم به تیغ یار، جان صافی نشد

گرد راه از دامن خود سیل در دریافشاند

۴

چشم ما جز حسرت خشک از وصال او نبرد

هر چه از دریا گرفت این ابر بر دریافشاند

۵

برق عالمسوز ما را شهپر پرواز داد

آن که خار از دشمنی در رهگذار ما فشاند

۶

حاصل ابر از زمین شور، اشک تلخ شد

این سزای آن که تخم خویش را بیجافشاند

۷

نیست عزلت مانع کلفت که دست روزگار

بر گهر گرد یتیمی در دل دریافشاند

۸

از برومندی دل سودایی ما فارغ است

تخم ما را سوخت عشق آن گاه بر صحرافشاند

۹

قسمت آدم شد از روز ازل سرجوش فیض

جام اول را به خاک آن ساقی رعنا فشاند

۱۰

چون گهر دارد همان گرد یتیمی بر جبین

گرچه صائب از رگ ابر قلم دریا فشاند

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـفشاند۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. فشاندفشاند
  2. نکردفشاند
  3. یافتفشاند
  4. نشددریافشاند
  5. نبرددریافشاند
  6. دادفشاند
  7. شدبیجافشاند
  8. روزگاردریافشاند
  9. استصحرافشاند
  10. فیضفشاند
  11. جبینفشاند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.