غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۳۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شب نه آه سرد را دل عرش پیما کرده بود

آسمان از صبح محشر دفتری وا کرده بود

۱

جان چه می‌دانست از دنیا چه‌ها خواهد کشید

خاکبازیهای طفلان را تماشا کرده بود

۲

لنگر تمکین کوه غم به فریادم رسید

ورنه بیتابی مرا در عشق رسوا کرده بود

۳

از دل شیرین خیالی داشت در مد نظر

کوهکن در بیستون شغلی که پیدا کرده بود

۴

از نگاه عجز شد چون طوق زیب گردنم

تیغ او دستی که بهر قتل بالا کرده بود

۵

از جوانمردی سراسر باده گلرنگ کرد

عشق هر خونی که در جام زلیخا کرده بود

۶

رشته جان با دل آزاده من می‌کند

آنچه سوزن با گریبان مسیحا کرده بود

۷

از شکرخند صدف شد خام، ورنه پیش ازین

ابر ما عادت به روی تلخ دریا کرده بود

۸

آتشین رویی که شمع مجلس ما بود دوش

حلقه بیرون در را چشم بینا کرده بود

۹

عمرها شد در لباس لاله بیرون می‌دهد

اشک مجنون آنچه با دامان صحرا کرده بود

۱۰

جان چه خونها خورد تا از صفحه دل پاک کرد

نقطه سهوی که نامش را سویدا کرده بود

۱۱

دید تا آن سرو سیم اندام را، بر دل گذاشت

شاخ گل دستی که بهر رقص بالا کرده بود

۱۲

حسن بازیگوش او صائب نشان تیر کرد

دل به خون دیده مکتوبی که انشا کرده بود

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کرده بودقافیه: ـا۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بودبود
  2. کشیدبود
  3. رسیدبود
  4. نظربود
  5. گردنمبود
  6. کردبود
  7. می‌کندبود
  8. ازینبود
  9. دوشبود
  10. می‌دهدبود
  11. کردبود
  12. گذاشتبود
  13. کردبود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.