غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۶۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عشق راهی نیست کان را منزلی پیدا شود

این نه دریایی است کاو را ساحلی پیدا شود

۱

سال‌ها باید چو مجنون پای در دامن کشید

تا ز دامانِ بیابان محملی پیدا شود

۲

وحشتِ تنهایی از هم‌صحبتِ بد خوش‌ترست

سر به صحرا می‌نهم چون عاقلی پیدا شود

۳

می‌توان سال‌ها با دام و دد محشور بود

می‌خورند بر یکدگر چون جاهلی پیدا شود

۴

نعل وارون و کلید فتح از یک آهن است

تن به طوفان می‌دهم تا ساحلی پیدا شود

۵

گر کند غربال صد ره دورِ گردون خاک را

نیست ممکن همچو من بی‌حاصلی پیدا شود

۶

رتبهٔ گفتار ما و طوطی شیرین زبان

می‌شود معلوم اگر روشندلی پیدا شود

۷

تخم در هر شوره‌زاری ریختن بی‌حاصل است

صبر دارم تا زمین قابلی پیدا شود

۸

هیچ قفلی نیست نگشاید به آه آتشین

دامن دل‌گیر هر جا مشکلی پیدا شود

۹

گوهر خود را مزن صائب به سنگ ناقصان

باش تا جوهرشناس کاملی پیدا شود

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: پیدا شودقافیه: ـلی۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. کشیدشود
  3. خوش‌ترستشود
  4. بودشود
  5. استشود
  6. راشود
  7. زبانشود
  8. استشود
  9. آتشینشود
  10. ناقصانشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.