غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۴۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عشق تا هست عنان را به هوس نتوان داد

چون قلم نبض به دست همه کس نتوان داد

۱

ناله ای کز سر دردست شنیدن دارد

دل به بیهوده درایان جرس نتوان داد

۲

نیست هر گوش به اسرار حقیقت لایق

طوق زرین به سگ هرزه مرس نتوان داد

۳

از دم باد صبا غنچه پریشان گردید

دل به افسانه هر سرد نفس نتوان داد

۴

چه کند یوسف اگر تن ندهد در زندان؟

تن به آغوش زلیخای هوس نتوان داد

۵

عقل از دایره بیخبران بیرون است

به خرابات مغان راه عسس نتوان داد

۶

ساقیِ میکده ی قسمتِ حق مختارست

جام اگر صاف و اگر درد به پس نتوان داد

۷

تا توان فکر گلوسوز شنیدن صائب

هوش خود را به شکر همچو مگس نتوان داد

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نتوان دادقافیه: ـس۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. دادداد
  2. داردداد
  3. لایقداد
  4. گردیدداد
  5. زندانداد
  6. استداد
  7. مختارستداد
  8. صائبداد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.