من که دارم که گلم بر سر بالین ریزد؟
قطره ای چند مگر دیده خونین ریزد
۱بهله هر گاه کند بر کمرش دست انداز
رشک در سینه من ناخن شاهین ریزد
۲به امیدی که به آن گوشه دستار رسد
گل زر خود همه در دامن گلچین ریزد
۳بوی پیراهن یوسف به عبیری نخرد
هر غباری که ازان طره مشکین ریزد
۴نارسا نیست سر زلف تو در گیرایی
از کمند تو محال است یک چین ریزد
۵کیست بر صفحه ایام بغیر از صائب؟
کز زبان قلمش معنی رنگین ریزد
۶